
صنف اول مکتب بودم وهفت سالم بود تقریبا یک ماه پیش با شور و شوق منتظر ماه رمضان می بودم.
مزایای روزه گرفتن واینکه یک فرد مسلمان باید روزه بگیرد را از خانواده، معلمان وبرنامههای کودک تلویزیون یاد گرفته بودم. من هم برای اینکه مسلمان خوبی باشم بیصبرانه منتظر ماه رمضان بودم.
در دوران مکتب یکی از سوالات عمده یی که همصنفان از هم می پرسیدند این بود: روزه داری؟
دروغ نگو! باز کن دهانت را که زبانت را ببینم. سحری چی خوردی؟ افطاری مادر جانت چی تیار می کنه؟
رمضان در کابل شور وشوق خاصی دارد، آمادگی های پیش از رمضان، خرید سودای رمضان مثل: خرما، جلبی، شیرو مربا.
زنان کابلی بعد از ظهرهای ماه رمضان به آماده ساختن غذاهای لذیذ می پردازند.
بولانی، آشک، منتو، قابلی پلو زینت ساز دسترخوان پرمهر خانواده ها می باشند.
بلندگوی مساجد بیشتر از همیشه آواز بلند می کنند. نماز تراویح ونمازشبهای قدر گروه گروه مردم اعم از زن ومرد، خورد وکلان وپیر وجوان را به سوی مسجدها فرا میخوانند.
یادم است که رسم قدیم ما افطاری دادن وافطاری رفتن بود. چقدر با ذوق شوق آمادگی میگرفتیم، با مدرنیزه شدن در رسم ورواج های رمضانی هم تغییر آمد. مردم کمتر به مهمانیهای رمضانی توجه می کنند.
سال به سال خیلی از رسم ورواج ها از بین می روند وجایشان را فرهنگ ورواجهای مدرن میگیرند.
اواخر رمضان شور وحال دیگری دارد. خانه تکانی وبازار رفتنها وآمادگی برای عید فطر، همه ذوق زده وخوش میباشند. اما شوق وعلاقهای که قبلا برای عید وجود داشت حالا نیست. یا سلیقه مردم فرق کرده یا اینکه اوضاع امنیتی باعث کاهش شور وذوق عید شده است.
در هر صورت امیدوارم که فرهنگ خوب مان را حفظ کنیم وشرایط را برایمان بهتر بسازیم.
معصومه . ها
Masouma H. — “Ramadan Memories.” Photo by Michael Seeley.